Authors

سلاااااااااااام

امیدوارم همتون خوبو خوشو سلامت باشین

عرضم به حضورتون رمان تحت پوشش رو براتون گذاشتم که هنوز کاملش نکردم

رمان قشنگیه ولی من نفهمیدم آخرش چی شد، در کل میتونم بگم میتونست خیلی قشنگ تر تموم شه  چون بجز یکم تخیلی بودنش رمانه قشنگی بود

دیگه خوب یا بد من گذاشتم

فقط یه مشکلی هست،  اینکه وبلاگ حجمای بالا رو نمیذاره  در اصل من چند ماه پیش این ۲۰ پستی که گذاشتمو تو سه تا پست براتون میذاشتم، برای همین هم کسل کنندست هم یکم سخته هی من تیکه تیکه ویرایش کنم....

البته دقیق نمیدونم چرا اینطوری شده...

فکر کنم برا حجم بالای وبلاگه...

یا شایدم مشکل از بلاگفاست...

در هر صورت من امروز براتون تا قسمت ۲۰ تحت پوشش رو گذاشتم،  در واقع ینی تا سر صفحه ی ۴ نودهشتیا....

بخونید امیدوارم خوشتون بیاد...

بقیشم فردا پسفردا براتون میذارم....

ضمنا از نظراتونم خیلی خیلی ممنونم

دوستتون دارم ۱۰۰ تا....

روزتون بخیر

[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 17:19 ] [ هما...!؟ ]
قسمت بیستم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 17:3 ] [ هما...!؟ ]
قسمت نوزدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:49 ] [ هما...!؟ ]
قسمت هجدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:31 ] [ هما...!؟ ]
قسمت هفدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:27 ] [ هما...!؟ ]
قسمت شانزدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:23 ] [ هما...!؟ ]
قسمت پانزدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:18 ] [ هما...!؟ ]
قسمت چهاردهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:16 ] [ هما...!؟ ]

قسمت سیزدهم


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:12 ] [ هما...!؟ ]
قسمت دوازدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 16:8 ] [ هما...!؟ ]
قسمت یازدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:58 ] [ هما...!؟ ]
قسمت دهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:56 ] [ هما...!؟ ]
قسمت نهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:52 ] [ هما...!؟ ]

قسمت هشتم


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:50 ] [ هما...!؟ ]
قسمت هفتم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:49 ] [ هما...!؟ ]
قسمت ششم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:34 ] [ هما...!؟ ]
قسمت پنجم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:33 ] [ هما...!؟ ]
قسمت چهارم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 15:25 ] [ هما...!؟ ]
قسمت سوم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 14:49 ] [ هما...!؟ ]
قسمت دوم
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 14:44 ] [ هما...!؟ ]

رمان تحت پوشش

نویسنده: دیمن کاربر انجمن نودهشتیا

مقدمه:

راستش در شهر به وحشی بودن معروفم !
همانند یک اسب سرکش و نافرمان که همه از دستش کلافه شده اند !
اما نمیدانم چرا وقتی چشمان تو را میبینم
نا خودآگاه تسلیم میشوم !
این طعم عسلی نگاهت است که مرا رام میکند . . .
 

ژانر: عاشقانه-پلیسی-هیجانی

منبع: نودهشتیا


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 23:15 ] [ هما...!؟ ]
سلااااااااام سلاااااااااااااااااااااام

وااااااااااااااااااااای بچه هاااااااااااااااا فردا رتبه ی کنکورم میااااااااااااد الان فقط استرس دارم

از استرس زیاد گفتم بیااااااااااام اینجا

عااااقا ما که جزء اون ده نفر نبودیم والا من نفر یازدهمم میدونم فقط یازدهمین نفر از آخر

خب حالا ایشالا همه بچه های کنکور ۹۳ قبول شن....  از ته ته ته دلم میگم

بریم سر موضوع اصلی

عرضم به حضورتون میدونید که من رمان در حال تایپ نمیذارم   ولی یکی از دوستان خواسته بودن من رمانههه  اسمشم یادم رفت...

ایناااا همه از استرسه.....

یکی از رمان های فرشته جون رو براتون بذارم  الان رفتم نودهشتیا یکم چرخیدم والا فرشته جون ترکونده!!!!!! چند تا رمان با هم در حال تایپ  هماااااااااا پوراصفهانی که دیگه هیچییییی  چند تا چند تا در حال تایپ!!!

من ترجیح میدم رمان کامل شه و تو سایت بسته شه که من بذارم چون الان تاپیک بازه... رمانی که توی سایت قرار میگیره ممکنه تا اتمام رمان ۱۰۰۰ بار ویرایش شه  هم اینکه پیگیری خیلی خیلی زیادی میخواد منم که الان درگیر رتبه و انتخاب رشته ام

 

ولیکن... اون رمان که اسمشم یادم رفنته الان میبینم میگم عجباااااااااا

ویرااااااااانگــــــــــــــــــر....

بله.... رمان ویرانگر رو براتون میذاررررررررم ولییییییییییییییی....  الان نه تا چند هفته ی دیگه

 

همین برید خوش باشید کامنت نذارید برام دعا کنید جااااااااش ببینید چه مدیر خوبیم

ایشالا همه کنکوری ها هم موفق باشند...

به خدا می سپرمتون....

شبتون رنگیییییییییییییی

[ شنبه یازدهم مرداد 1393 ] [ 22:19 ] [ هما...!؟ ]

تـوریـستـی از کـشـورهـای عـربــی کـه بـه اسـپـانـیـا سـفـر کـرده بـود خــاطـره جـالـبـی رو تـعـریـف کــرد:
مـیـگفـت در یـکـی از روسـتـاهـای اسـپـانـیـا وارد قــهـوه خــانـه ای شـدم و بـرای خـود و هـمـراهـــم قــهـوه سـفـارش دادم . در حــالـی کـه روی مـیـز مـنـتـظـر سـفـارشـمـان بـودیـم در کـمـال تعــجـب دیـدیـم کـه بـعـضـی از مـشـتـریـان جـلـوی پـیـشـخـوان آمـده و در حــالـی کـه خــودشـان تـــنـهـا بـودنــد سـفـارش دوتــا چـایـی و یــا دوتــا قـهــوه میــدانـد و مـیـگـفـتـنـد یـکـی بـرای خــودم و یـکـی بـرای دیــوار.

از نــوع سـفـارش در حـیـرت مـانـدیـم . متــوجـه شــدیـم کــه بـعــد از هـر ایـنـگـونـه سفــارش پیـشـخـدمـت یـک بـرگـه کـوچـک کـه روی آن چـای... و یـا قـهــوه نـوشـتـه اسـت بـه دیـوار پشـت سـرمـان چـسـبـانـد و جـالـب ایـنـکـه دیـوار پـشـت سـرمـا پـر از ایـن بـرگـه هـا بـــود.در ذهـنـمـان هـزاران فـــکـر بـه وجـود آمـد کـه دلـیـل ایـنـکـار چـیـسـت و ایـن حـرکـت یـعـنـی چـه. در افکــار خـود غــوطــه ور بـودیــم ...
آدم فــقـیـر و ژنـده پـوشــی وارد قـهـوه خـانـه شـد و سـفـارش یـک قــهـوه داد اما با ایـن جـمـلـــه

" ببخشــید بی زحـمـت یـــک قهـــــوه از حســاب دیـــوار "

و پـیـشـخـدمـت یـکـی از کـاغـذها را کـــه روی آن قــهـوه نـوشـتـه بــود از روی دیــوار بــرداشـــت و پــاره کـــرد و یــــک قهـــوه بـه آن مــرد فـقـیـر داد بـدون آنـکـه از آن مــرد پـولــی بـگیــرد...

 

 

و البته فقط ما به بهشت می رویم.......... جایگاه مردمی که اینچنین کمک میکنن جهنم است.....

و این است آیین ما....

[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ 19:41 ] [ هما...!؟ ]
قسمت هجدهم (آخرین قسمت)
ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ 17:46 ] [ هما...!؟ ]
قسمت هفدهم
ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ 2:59 ] [ هما...!؟ ]
About

سلام من هما هستم سال چهارم ریاضی، توی این وبلاگ از رمانهایی که خودم خوندم میذارم و یه سری مطب یا هر چیزی...
امیدوارم لحظات خوبی رو اینجا بگذرونید...
Blog Categories